|
--> Veil Of Sin <-- |
|
[ Pale Moon Shadow ] |
Tuesday, October 26, 2004
I'm not a perfect person
There's many things I wish I didn't do But I continue learning I never meant to do those things to you And so I have to say before I go That I just want you to know I've found a reason for me To change who I used to be A reason to start over new and the reason is you I'm sorry that I hurt you It's something I must live with everyday And all the pain I put you through I wish that I could take it all away And be the one who catches all your tears Thats why i need you to hear I've found a reason for me To change who I used to be A reason to start over new and the reason is You I'm not a perfect person I never meant to do those things to you And so I have to say before I go That I just want you to know I've found a reason for me To change who I used to be A reason to start over new and the reason is you I've found a reason to show A side of me you didn't know A reason for all that I do And the reason is you دیگه تموم شد ! دیگه اینجا چیزی نوشته نمی شه خداحافظ
Thursday, September 16, 2004
بعد از 3 ماه دوباره سلام دوباره می خوام بنویسم . البته دلیل خاصی نداشت که این مدت چیزی ننوشتم شاید چون یه کمی سرم شلوغ بود . از امروز ایجا دوباره شروع به کار می کند
Thursday, June 10, 2004
تا حالا شده سیم گیتارتون پاره شه بعد وقتی دارین عوضش می کنین
یه اکتاو بالاتر کوکش کنین بعد در حال کوک کردن یه دفعه سیمه پاره شه بخوره رو دستتون و جاش یه روز رو دستت بمونه ؟ اگه نشده بپا که خیلی درد داره
Thursday, May 13, 2004
Bob Marley باب مارلى در منطقه سياه پوستان فقير جاماييكا در كينگستون و در ميان فرهنگ خشن و اخلاقيات خاص آنها رشد پيدا كرد. اما در پايان عمر كوتاه ۳۶ ساله خود با شعار «يك عشق» و در رؤياى صلح جهانى به يكى از قهرمانان ملى جاماييكا با مقامى قديس وار تبديل شد. «روبرت نستا مارلى» در ششم فوريه سال ۱۹۴۵ در شهر «سنت آن» جاماييكا به دنيا آمد. او فرزند «نوروال سينكلير مارلى» يك سفيدپوست ميان سال و كارمند نيروى دريايى و «كدللا مالكوم» يك دختر ۱۸ ساله سياهپوست بود. به دليل فشارهاى خانواده پدرى، پدر او زمان كمى را با آنها مى گذراند و مارلى و مادرش مى بايست خودشان زندگى خود را پيش ببرند. باب مارلى دوران كودكى را در «ناين مايلز» گذراند تا اينكه در سال ۱۹۵۷ مادرش خانواده را به كينگستون منتقل كرد. آنها در بيغوله اى به نام «ترنج تون» ساكن شدند كه بر روى فاضلاب هاى خشك شده شهر كينگستون بنا شده بود. مارلى در همان دوران با «نويل اورلى ليوينگستون» آشنا شد كه به نام «بانى» شهرت داشت. هر دو آنها علاقه ويژه اى به موسيقى داشتند و در آن سالها به آثار «راى چارلز»، «فتس دومينو» و «كورتيس مايفيلد» كه از ايستگاههاى راديويى آمريكا پخش مى شد گوش مى دادند. در اواخر دهه ۱۹۵۰، مارلى ترك تحصيل كرد و به عنوان يك جوشكار مشغول به كار شد. در آن دوران به طور جدى به تمرين خوانندگى پرداخت و تمرين هاى خود را به همراه بانى براى تقويت صدا آغاز كرد. تمرين هاى آنان زمانى جدى تر شد كه معلمى به نام «جوهيگز» پيدا كردند. هيگز، خواننده و يكى از ساكنان سرشناس كينگستون بود و به جوان هاى علاقه مند در جلساتى غيررسمى تكنيك هاى آواز خواندن را آموزش مى داد. در يكى از همين جلسات، اين دو دوست با «پيتر مك اينتاش» كه مانند آن دو رؤياهاى بزرگى در سر داشت، آشنا شدند. باب مارلى در سال ۱۹۶۲ در سن ۱۷ سالگى و زمانى كه هنوز به همراه بانى و مك اينتاش گروه «ويلينگ ويلرز» را تأسيس نكرده بود، نخستين تك آهنگ خود را با نام «judge Not» منتشر كرد. با انسجام پيدا كردن ويلينگ ويلرز، آنها به موسيقى سكا كه دوران اوج خود را سپرى مى كرد و در صدر تمام جداول فروش جاى داشت رو آوردند و نخستين تك آهنگ خود را به نام «simmer Down» از سوى كمپانى «كاكسان» منتشر كردند. اين آهنگ به تك آهنگ اول جاماييكا تبديل شد و دو ماه نيز مقام خود را حفظ كرد. ويلينگ ويلرز كه در آن دوران از باب مارلى، بانى مك اينتاش ، «جونير برايت ويت»، «بورلى كلسو» و «چرى اسميت» تشكيل شده بود، چند تك آهنگ ديگر در همان سبك منتشر كرد و به معروف ترين گروه موسيقى در جاماييكا تبديل شد. البته پس از چند سال برايت ويت، كلسو و اسميت گروه را ترك كردند و سه دوست قديمى تنها ماندند. باب مارلى دهم فوريه ۱۹۶۶ با «ريتا اندرسن» ازدواج كرد و روز بعد به همراه همسرش جاماييكا را ترك كرد تا به مادرش در آمريكا بپيوندد. اقامت او در آمريكا، تنها هشت ماه طول كشيد و در اوايل سال ۱۹۶۷ به جاماييكا بازگشت و به جنبش سياسى ـ اجتماعى «داستافارى» كشور خود پيوست. تغيير ديدگاههاى سياسى ـ اجتماعى او در موسيقى نيز نمود پيدا كرد و به همراه دو دوست قديمى يك بار ديگر ويلرز را فعال كرد. اما آنها ديگر به ريتم هاى تند موسيقى سكا نپرداختند بلكه به ريتم هاى آرام تر «استيدى راك» روآوردند. ترانه هاى آنها نيز ديگر آن ترانه هاى عاميانه قديمى نبود؛ بلكه در ترانه هاى خود، پيام هايى اجتماعى را براى مخاطبان مى خواندند. ويلرز از كمپانى كاكسان نيز جدا شد و تصميم گرفت اختيار همه چيز را اعضاى آن به دست بگيرند اما به دليل مشكلات اقتصادى گروه تا پايان همان سال به زانو درآمد. ويلرز در اين دوران ركود ابتدا به همكارى با جانى نش، خواننده آمريكايى پرداخت و سپس كار با شركت «لى پرى» را آغاز كرد. با اين شركت بود كه نخستين قطعات مشهور رگى با ترانه هايى مانند«soul Rebel»، «Duppy conqueror» و «small Ahe» از سوى گروه ويلرز منتشر شد. در سال ۱۹۷۰ و با پيوستن دو برادر نوازنده درامز و گيتار باس به نام هاى «استون» و «كارلتون بارت» ريتم هاى «ساليد راك» در آثار آنها شكل گرفت و به مشهورترين گروه موسيقى منطقه كارائيب تبديل شدند. يك سال پس از آن، باب مارلى به منظور يافتن راهى براى گسترش جهانى آثار گروه ويلرز و پيدا كردن مخاطبان جهانى به كمپانى «ايلند» در لندن مراجعه كرد تا با آنها قرارداد ببندد. مارلى موفق شد به هدف خود دست پيدا كند و گروه خود را زير چتر حمايت تنها كمپانى مستقل آن دوران ببرد. ويلرز با اميدرساندن ترانه هايشان به گوش مردم كشورهاى ديگر كار خود را با كمپانى «ايلند» آغاز كردند و در سال ۱۹۷۲ آلبوم آنها با نام « a Fire catch» منتشر شد؛ آلبومى كه به عقيده بسيارى نخستين آلبوم رگى است. پس از تورهاى اين گروه در آمريكا و انگلستان، ويلزر يك بار ديگر به استوديو بازگشت و در سال ۱۹۷۳ آلبوم «Burnin» را منتشر كرد. آنها يك بارديگرتورهاى خود را در آمريكا آغازكردند. اين بار هنرمندان ديگرى مانند «بورس اسپرينگستين»، «سلى» و خانواده «استون» نيز از ديدگاههاى سياسى ـ اجتماعى آنها حمايت كردند. اما تورهاى پى درپى برروى اعضاى گروه تأثير گذاشت و در اواخر سال ۱۹۷۴، بانى و مك اينتاش گروه را ترك كردند. هر دو آنها نيز فعاليت هنرى موفقيت آميز را ادامه دادند. اما باب مارلى باز هم گروه را حفظ كرد و نام آن را به «باب مادلى و ويلرز» تغيير داد. همچنين يك گروه سه نفره خواننده زن شامل ريتا (همسر مارلى)، «مارسيا گريفيتس» و «جودى مووات» به گروه پيوستند. «Natty Dread» اثر بعدى گروه بود كه در فوريه۱۹۷۵ منتشر شد. در تابستان همان سال «ال اندرسون»، نوازنده گيتار و «برنارد هاروى»، نوازنده كيبورد به باب مارلى و ويلرز پيوستند و تورهاى تازه خود را آغاز كردند كه موفق ترين تور باب مارلى تا آن زمان بود. اجراهاى زنده گروه در شهر لندن در اواخر همان سال با نام «Live» به صورت يك آلبوم منتشر شد.«Rastaman Vibration » در سال۱۹۷۶ منتشر شد و موفقيت بيشترى براى باب مارلى، هم از نظر هنرى و هم از نظر اقتصادى به همراه آورد. در همان سال، باب مارلى و ويلرز به عنوان بهترين گروه سال از سوى مجله «رولينگ استون» معرفى شد. در اين دوران كه مارلى مشغول اجراى تورهاى بسيار در كشورهاى مختلفى بود، پيامهاى سياسى او درباره آزادى و برابرى به شعار جوانان محلات فقيرنشين جاماييكا تبديل شده بود. به همين دليل باب مارلى تصميم گرفت براى حمايت از مخاطبان خود در جاماييكا، كنسرتى رايگان در شهر كينگستون برگزار كند. چندروز پيش از شروع كنسرت، شش مرد مسلح به خانه مارلى حمله كردند و به سمت مارلى، همسرش و دو مهمان آنها شليك كردند. اما هيچ يك از آنها آسيب نديدند و كنسرت باب مارلى در كينگستون به يكى از به ياد ماندنى ترين اجراهاى او تبديل شد. در سال۱۹۷۷، گروه آلبوم "Enodus" را منتشر كرد و در سال۱۹۷۸ با آلبوم «Kaya» كار خود را دنبال كرد. در جريان تور آلبوم «Enodus» پاى باب مارلى در بازى فوتبال آسيب ديد اما او به دليل اعتقادات مذهبى راستافرى حاضر نشد هيچ درمانى بر روى او انجام شود. در سال۱۹۷۸ باب مارلى براى كنسرت خود در جاماييكا، مدال صلح به دست آورد و كار خود را با انتشار آلبومهاى "Babylon by the Bus" در سال۱۹۷۸، "Survival" در سال۱۹۷۹و "Uprising" در سال۱۹۸۰ ادامه داد. همچنين به همراه گروه خود به كشور تازه استقلال يافته زيمباوه رفت و در آنجا برنامه اجرا كرد. اواخر سال۱۹۸۰ در يكى از تورهاى مارلى در آمريكا در ماديسون، او احساس بيمارى كرد و از ادامه برنامه هاى خود بازماند. آسيب ديدگى پاى مارلى به دردى شديد در تمام بدن او تبديل شده بود. پس از آزمايش هاى پزشكى مشخص شد آن آسيب ديدگى به سرطانى منجر شده است كه تمام اعضاى بدن باب مارلى را فرا گرفته است. باب مارلى در يازدهم ماه مه سال۱۹۸۱ در اثر سرطان در بيمارستانى در ميامى درگذشت. مراسم تدفين او در «ناپن مايلز» برگزار شد و بالاترين مدال افتخار جاماييكا به او تعلق گرفت.
Wednesday, April 21, 2004
آهنگ های امسال umc اصلا قابل مقایسه با پارسال نیست
بیشتر آهنگها چرته یارو نوشته سبکش هارد راکه بعد با یه صدای ملایم روش شعر خونده و شده خوندن پاپ رو آهنگ هارد راک اینم هنریه حتما ولی خیلی مزخرفه خلاصه که جمعا کارای امسل خوب نبود خیلی جوادی بود ماجرا حالا این وسط یه کاره واقعا خوب هست به اسم Denounce the Truth از گروه Arcometics من پیشنهاد می کنم حتما گوش کنی vocal خیلی خوبی داره و معلومه رو آهنگ خیلی کار شده جدای lyrics و ساز زدن و این حرفا واقعا حرفه ای آهنگ سازی شده قابل توجه اونایی که فکر می کنن کار خوب یعنی یک سری distortion و فریاد بدون اینکه حتی رو ملودی فکر بشه دستت درد نکنه هومن بهت تبریک می گم حتما ادامه بده
Friday, April 09, 2004
خروس خودتی و هفت جد و آبادت
بدبخت عقده ای آشغال بی پدر مادر حیف نشد جوابتو بدم وگر نه کاری می کردم عرعر کنی
Tuesday, April 06, 2004
آدم هایی که خیلی شلوغ و شیطون و خلاصه پر سروصدا هستن
وقتی حالشون گرفته هست یا به هر دلیلی پکر هستن خیلی زود تابلو می شن همه می فهمن و این واقعا مشکل ناخوشایندیه
Saturday, March 20, 2004
Saturday, March 13, 2004
Tell me if you got a problem
Tell me if it's in your way Tell me if there's something bothering you Tell me what should I say You know I'd do ALmost anything You know I'd change the world You know I'd do ALmost anything for my little girl Tell me if you got a problem Tell me now what's inside Show me if you broke your heartstrings You know you never need to hide You know I'd do ALmost anything You know I'd paint the sky You know I 'd do ALmost anything for you my guiding light Cause you're my Star shining on me now A love from worlds apart I need for you, You are my shining star, my star A love from worlds apart I need for you, You are my shining star Once upon a time a memory Once upon a time girl Once upon a time perfect life Once upon a perfect world You know I'd do ALmost anything for you my guiding light You know I'd do ALmost everything to keep you in my life Cause you're my Star shining on me now A love from worlds apart I need for you, You are my shining star, my star A love from worlds apart I need for you, You are my shining star Just a memory Every dream is of you and me If I wish upon a star Well I hope that's where you are When Heavens turn You know you'll shine you're in my heart for all time When Heaven turns you know you'll shine in worlds apart
Tuesday, March 02, 2004
روز آخر خلقت بود که برای هر کسی ستاره ای آفریدند
همه ستاره ها پشت ابر بودند کسی که تونست ستارشو پیدا کنه اونی بود که ابر رو زد کنار پس اگه ستارتو میخوای اون ابری که بین تو و ستارته بزن کنار
|